حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
714
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
طبقات مردم در ايندوران مردم مسلمان فرقهها بودند و اين فرقهها پيوسته با همديگر بنزاع بودند ، سنيان كه اكثريت داشتند بدوران نفوذ تركان و در ايام امير الامرائى قدرت از ايشان بود پيروان فرقههاى ديگر را آزار ميكردند ، شيعيان در اقليت بودند و رنج و سختى ميديدند بسال 235 در ايام متوكل يحيى بن عمرو را كه نسب بعلى ميبرد در بغداد بزدند و بزندان كردند ، از علويان هر كه ببغداد بود به محنت بود بسيارى از ايشان بمصر گريختند و متوكل به ولايتدار مصر بگفت تا همه را بعراق فرستد و از آنجا نيز همه را بسوى مدينه فرستاد . همين يحيى بن عمرو بر دولت عباسى خروج كرد و بسال 250 بدوران مستعين كشته شد و نيز حسن بن زيد كه نسب بعلى ميبرد در طبرستان قيام كرد و گرگان را بگرفت و سالها در آنجا بود . حسن اطروش نيز از ايشان بود كار بدينسان بود و شيعيان برنج در بودند تا بويهيان بقدرت رسيدند و محنت از ايشان برخاست كه بويهيان دل بتشيع داشتند ، در اين دوران نيز ميان شيعه و سنى نزاعها بود و اين مايه زحمت دولت بود . به همه دوران بويهيان شيعيان آزادى داشتند و شعائر خويش آشكار ميكردند اما خانههاشان همه در اطراف بازار كرخ بود تنها در اواخر قرن چهارم بديگر محلات مقام گرفتند . بسال 349 از اختلاف شيعه و سنى فتنه شد و نماز جمعه در مسجد سنيان تعطيل شد و در مسجد شيعيان نماز جمعه كردند اما معز بشدت عمل كرد و گروهى از سنيان را بگرفت و فتنه